العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

48

شرح كشف المراد ( فارسى )

ذاتى هم قائل هستند و از طرفى مناط احتياج را بنا به دلائلى امكان ذاتى مىدانند نه حدوث و از سوى ديگر محور بحث آنها بر روايات شرع مقدس مبتنى نبوده بلكه آزادانه و بر اساس استدلال عقلى بحث مىكنند و يا روايات را هم توجيه مىكنند بگونه‌اى كه با مرام آنها سازگار باشد مثلا مىگويند : حدوث مذكور در روايات اعم است و حدوث ذاتى را هم مىگيرد و از طرف ديگر خداوند را فياض على الاطلاق دانسته و بخل را در ساحت مقدس او راهى نيست روى اين جهات طرفدار قدم زمانى عالمند و در عين حال تصريح مىكنند كه معانى قدمت زمانى آن نيست كه پس محتاج به علت نيست بلكه مثل ممكنات نسبت به واجب الوجود مثل نور شمس نسبت به شمس است كه هيچ‌گاه روشنائى از خورشيد جدا نيست مع ذلك معلول او هم هست . و امّا بحث دوّم : همهء ماترياليستها چه آنها كه در تفسير نظامات هستى طرفدار تصادف كر و كور و بىشعورند شعورند و چه كسانى كه اين پديده‌ها و حوادث جهان را با خواص ماده توجيه مىكنند يعنى ماترياليسم متافيزيك و چه آنها كه حوادث را بر اساس اصل وحدت اضداد و قانون حركت و تحول عمومى تفسير مىكنند يعنى ماترياليسم ديالكتيك ، همگى در اين اصل متفقند كه جهان ماده ازلى بوده و سر آغازى ندارد بلكه از بىنهايت بوده و خواهد بود و در نتيجه چيزى كه آغازى نداشته انجامى هم نخواهد داشت فلا مبدء و لا معاد . متكلمين در مقام جواب از اينها راه حدوث عالم را پيش كشيده‌اند و با برهان حدوث ثابت مىكنند كه عالم حادث است و وقتى حادث شد چند احتمال مطرح است : 1 - عالم هستى به خودى خود و تصادفا ايجاد شده « اين احتمال در آينده ابطال خواهد شد » .